/ 34 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميرحسين مهدوی

حکيمی عزيز سلام برشما! شعرها زيبا و بود و لذت بردنی. توفيق فزون تر رفيق تان باد. پلان هايی برای وزير پلان را گذاشته ام بخوانيد.

payam

سلام عزيز عاشق! واقعا زیبا سروده ای...... عقاب زخمی تو مرا بياد غزل زيبای زنده یاد سرمد انداخت که ميگويد:عقاب زخمی ام و ميتوانيم کشتن..... ولی محال بود لحطه ای کنی رامم .... تويی که پشت تو ميلرزد از تصور مرگ.... منم که زندگی ديگر است اعدامم.... اميدوارم که تو هم با قلمت و زبانت و حلقومت همان درفش عشق و برابری انسان را نستوه و بيباک بر شانه اشعارت بلند نگهداری..... پيام....

dawod hakimi

سلام دوستان! سلام اتش عزيز م زينت جان! من به محبوبه ام همين چند روز پيش گفتم که مشکلاتم زياد است و به سايتم نمی رسم اگر می توانی کليد را بگير. نمی دانم چه شد که سخن جان ديگر رفت و کليد را به وی ندادم. من گاهی برای چندين روز از ويبلاگم بی خبرم و نمی دانم چه می گذرد. حالای حال هم گيجم که چه جبهه گيری بايد داشته باشم . از کدام يکی به دفاع برخيزم و به جان ديگری شمشير بگيرم. دوستانم زيادتر می دانند که من وقت کافی برای نوشتن پيام در ويب لاگ ها ندارم و اغلب کدام نوشته ای را که به دلم چنگ می زند کوپی می کنم و بعدا می خوانم. اين مقدمه برای اين بود که دوستان فکر نکنند من عمدا سکوت کرده ام و شور و شر را تماشا می کنم. من عاشق صميميت انسان هايم و بس. به هر صورت اميد وارم اتش و زينت باهم اشتی کنند و سر عناد را بگذارند به دشمنان عشق و انسانيت .

dawod hakimi

در ضمن من هم از اتش و هم از زينت به خاطرهمکاری شان در ساخت و ساز ويبلاگ سپاسگذارم. اولين کسی که سايت مرا کمی رنگ داد اتش بود که متاسفانه به خاطر کارهای فرهنگی زيادش انچنان که دلش بود نتوانست تا اينکه با زينت جان اشنا شدم و زينت هم ويبلاگ زيبايی برايم ساخت. زينت جان من نگفته ام شما کار بدی کرديد حتی در ايميلی از زحماتت قدردانی کرده بودم

مصطفی

سلام حکيمی عزيز، شايد مرا به ياد نياوری با اين همه کشمکش و رفت و آمدها. اما هرگز شما را نمی توان فراموش کرد، هميشه افتخار چند روز زندگی کردن زير يک سقف را با شما دارم. لبخند های پر از راز و رمزت، برخوردهای صادقانه و دوستانه ات هميشه در خاطره ام باقی است. اما شعر پلنگ ات ( پنجه ام خم نموده پشت پلنگ، ، ريشه ام رفته است در دل سنگ) را اينجا نديدم. برايت ايميل می فرستم و مهربانانه اين شعر را برايم بفرست. عاشق شعر هايت مصطفی

Negar

داوود عزيزم! سلام! اين شعرت خيلی بيشتر به دلم نشست چون تاريخ نوشتنش رو ۱۸ اسفند زده بودی و ميدونی که ۱۸ اسفند تولد منه و من اين شعرتو با جان و دل خوندم مهربانم!

محمدبشیر رحیمی

داوود جان! کجایی که خبرت از مانیست. پس از مدتها پیدایت کردم. امیدوارم صدای داوودی ات را داشته باشم.

فریبا آتش

داود گرامی سلام ، سروده های تان همیشه زیبا اند . خورسندم که باز هم از شما می خوانم. سعادتمندباشید.

narges

salam besyar sybast mowafaq wa piros bashid