/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammad.ali

سلام حکيمی باز خوب شد که قولش را داده بودی که ما ازين شعر قشنگت استفاده کنيم.بيا از وبلاگ نسل نو هم بازديد کن.يک شعر به اسم «دسته گلی برای معشوقه ام »را بخوان

akbari

سلام حکيمی جان . شادباشی و تکله // تشکر از اينکه به وبلاگ نيمه جان من سری زديد.... بلی عزيز آمدم شعر هايت را خواندم ولذت بردم واقعا زيبا بود / اميد وارم بازهم بسرايی و بنويسی...... زنده باشی باچه وطن ... يا حق

Nina

با سلام گرم برای شاعر عزیز آقای حکيمی، نمیدانم با چه واژه ای اشعار شما را تعرِِِيف کنم، شما به واژه ها جان و روح می بخشيد. سال و اندی است که با اشعار شما آشنا هستم، حالا خوشحالم که به اين آساني به اشعار تازه و زيبا شما دست رسي دارم. موفقيت شما را در همه عرصه های زندگی خواهانم.

akbari

سلام: بازهم آمدم // خواندم // لذت بردم// رفتم // بر ميگردم

ابو طالب مظفري

داود عزيزسلام! من يادم نمي آيد كي و كجا با شما با سردي حرف زده ام. بهرحال امروز ديدم در بلاك پيام شكايت كرده اي. خيلي متاسف شدم كه دل نازك اين يار ناديده را چرا آزده‌ام.بهرحا ل من شما و شعرهايت را دوست دارم. موفق باشي

ستار سعيدی

تجملی ترين دولت افغانستان در طول تاريخ، با استفاده از پول بازسازی.....//در www.taazadi.com بخوانيد.

شامخ

بعد از عرض سلام سبزی و صفايتان را آرزومندم. بگفته بزرگان سرشار و برخوردار باشيد.

سخيداد هاتف

حکيمی عزيز سلام. شادم که با وجود شکايت ها که داری ، می نويسی. من هم وبلاگی ساخته ام . شادباشی.

غربال

عرض احترام جناب حکیمی! خواستم شعری از دوست عزیزم هارون راعون را برایت تحفه بفرستم: من و تو ) دو چنار کنار هم من و تو / تا ابد انتظار هم من و تو / میرسانیم گاهی شاخه و برگ / فصل بوس و کنار هم من و تو / تاب دیدار برگ ریزان نیست / در خزان سوگوار هم من و تو / جوی عشق کنار مزرعه را / کرده ایم آبخوار هم من و تو / نغمه ی باد و رقص برگ خوشست / محو جشن بهار هم من و تو / زینت سینه ی زمین هستیم / شهوت شاخسار هم من و تو / گر چه از وصل نیست مژده ولی / باز، امیدوار هم من و تو / زیر باران به گریه اندیشیم / من و تو، بی قرار هم من و تو / ما دو مصراع مطلع عشقیم / غزل آبدار هم من و تو / آه، در لحظه های زخم تبر / چقدر سوگوار هم من و تو / و نمیریم چون گذاشته ایم / ریشه ای یادگار هم من و تو . با احترام چلوصاف

zinat

من مرده ام، چسان بسرايم برای تو؟ من مثل تو به دخمهء تاريک مانده ام فهميده ام که بال و پرت را شکسته اند فهميده ای که بال وپرم را شکسته اند زيبا هست